طراحی محصول ۱۰۱: یک راهنمای کامل
- طراحی محصول
- بروزرسانی شده در
تعریف طراحی محصول در دو دهه گذشته به طور قابل توجهی تغییر کرده است. اگرچه هنوز هم تصویر یک صنعتگر دستی را که روی یک کالای فیزیکی و مادی کار میکند به ذهن متبادر میسازد، اما امروزه در عصر اطلاعات، این تصویر بسیار دور از واقعیت است. به دلیل این تعریف در حال تحول، کسانی که خارج از این حوزه هستند ممکن است از خود بپرسند «طراحی محصول چیست؟» و ما اینجا هستیم تا به این پرسش پاسخ دهیم. امروزه، طراحی محصول میتواند به محصولات دیجیتال اشاره داشته باشد و معمولاً به طور کلی به مفهومپردازی، ایجاد و عرضه یک اپلیکیشن یا وبسایت مربوط میشود. درک اینکه چه چیزی در ساخت یک محصول دخیل است، نه تنها برای طراحان، بلکه برای توسعهدهندگان، مدیران و حتی کاربران نیز اهمیت دارد.
آنچه در این مقاله میخوانید
طراحی محصول چیست؟
طراحی و توسعه محصول به طور کلی دو رشته اصلی از طراحی را در بر میگیرد: فرآیند همیشگی تفکر طراحی که بر کل فرایند طراحی نظارت دارد، و فرآیند طراحی محصول که یک کار بسیار دقیقتر است و فرآیند را به ۷ مرحله تقسیم میکند. در این مقاله، ما هر دوی این مراحل طراحی محصول و همچنین ابزارها و تکنیکهایی را که طراحان میتوانند برای بهینهسازی فرآیندهای خود استفاده کنند، تشریح خواهیم کرد.
دستورالعملهای طراحی محصول: فرآیند تفکر طراحی
از آنجایی که فرآیند تفکر طراحی به طور یکپارچه در فرآیند طراحی محصول گنجانده شده است، ارزش دارد که به بررسی جزئیات آن بپردازیم تا دید عمیقتری نسبت به طراحی محصول به طور کلی پیدا کنیم. باید گفت که فرآیند تفکر طراحی خود بسیار انتزاعیتر از فرآیند طراحی محصول است که در ادامه این مطلب به آن عمیقتر خواهیم پرداخت.
همدلی کردن (Empathize)
اولین مرحله از دستورالعمل طراحی محصول «همدلی کردن» است که مستلزم آن است که یک طراح خود را در مشکلی که قصد حل آن را دارد غرق کند تا از تمام زوایا به بینش دست یابد. در اصل، این مرحلهای است که «انسان» را در تعامل انسانی قرار میدهد، جایی که طراحان میتوانند خود را به جای کسانی بگذارند که با آن مشکل روبرو هستند. همچنین این یک گام حیاتی است که به طراحان اجازه میدهد تعصبات خود را هنگام مواجهه با یک مشکل کنار بگذارند و آن را با ذهنیت «لوح سفید» درک کنند.
تعریف کردن (Define)
این مرحله بر اساس مرحله قبل ساخته میشود، جایی که طراحان دانش و دیدگاهی را که در مورد مسئله جمعآوری کردهاند، گرفته و یک بیانیه مسئله (problem statement) تدوین میکنند که باید ماهیتی انسانمحور داشته باشد. اینجا همچنین جایی است که یک طراح و تیمش باید بیش از هر جای دیگری بپرسند «چگونه؟»، مانند اینکه، چگونه باید به این مسئله نزدیک شویم؟ یا، چگونه باید به این مشکل رسیدگی کنیم؟
ایدهپردازی (Ideate)
این مرحله نقطه عطف دستورالعمل طراحی محصول است، زمانی که طراحان محصول از جمعآوری و گردآوری اطلاعات به اجرای فیزیکی فرآیندهای طراحی تعامل و هر آنچه که در بر میگیرد، منتقل میشوند. این مرحلهای است که ایدههای طراحی محصول شروع به شکلگیری میکنند و مفاهیم و ویژگیها روی هم قرار میگیرند. به طور کلی، این یک فضای آزاد برای همه طراحان یک پروژه است تا ایدههای خود را، چه بهترین و چه بدترین، مطرح کنند تا ببینند چه چیزی جواب میدهد و چه چیزی نه.
ساخت نمونه اولیه (Prototype)
مرحله نمونهسازی زمانی است که طراح محصول و تیمش شروع به ایجاد طرحها و مفاهیم با وفاداری پایین (low-fidelity) میکنند تا ببینند محصول چگونه میتواند شکل بگیرد. راهحلهایی که در این مرحله تصور و نمونهسازی میشوند، همگی مورد بررسی، ارزیابی، بهبود، پیادهسازی مجدد یا به سادگی کنار گذاشته میشوند. در اینجا، تیم طراحی با چالشها و محدودیتهای اصلی حل مسئله طراحی آشنایی کامل پیدا کرده و سعی در غلبه بر این موانع نیز خواهند داشت.
آزمایش (Test)
مرحله نهایی فرآیند طراحی برای طراحان محصول، در عمل به ندرت مرحله نهایی است. آزمایش شامل بررسی دقیق راهحلهایی است که در مراحل قبل تصور شدهاند تا ببینند چگونه میتوان محصول را حتی بیشتر بهبود بخشید. اگرچه این به عنوان یک «فرآیند» ذکر شده است، اما در واقع بسیار شبیه به یک حلقه است که در آن طراحان محصول بارها به مراحل اولیه بازمیگردند تا محصولی با ظرافت و پرداخت نهایی خلق کنند.
فرآیند طراحی محصول

اکنون به خود فرآیند طراحی محصول میرسیم. همانطور که قبلاً ذکر شد، فرآیند تفکر طراحی ماهیتی تا حدودی انتزاعی دارد و فرآیند کلی ایجاد یک محصول از مفهومپردازی تا تکمیل را ترسیم میکند. با این حال، فرآیند طراحی محصول بسیار پیچیدهتر و مشخصتر است، بنابراین ما مهمترین بخشهای این فرآیند را تشریح کرده و پیشنهاداتی برای طراحان جهت پیادهسازی در فرآیندهای خود ارائه خواهیم داد.
۱. فرآیند پیش از طراحی
طبیعتاً، اولین گام فرآیند طراحی محصول قبل از انجام هرگونه طراحی محصول صورت میگیرد. این به این دلیل است که تعیین یک هدف یا مقصود برای هر پروژه یک گام ضروری است که ستون فقرات ساختاری را برای تمام تحولات طراحی که در هفتهها، ماهها یا حتی سالهای آینده رخ میدهد، فراهم میکند. اول از همه، ایجاد یک استراتژی محصول است که چشمانداز مشکلاتی را که محصول در نهایت حل خواهد کرد، تعریف میکند و باید توسط کل فرآیند طراحی محصول مورد توجه قرار گیرد. علاوه بر چشمانداز، چالشها جمعآوری و با شناسایی مشکلات و موانع احتمالی که تیم طراحی محصول باید بر آنها غلبه کند، تعریف میشوند. در مجموع، استراتژی محصول این سؤال را مطرح میکند: «باید به کجا برویم و چگونه به آنجا برسیم؟»
در مرحله بعد، ایجاد یک نقشه ارزش پیشنهادی (value proposition map) برای هر فرآیند طراحی محصول توصیه میشود. این نقشه بسیار بیشتر بر روی محصول و ارتباط آن با مخاطب متمرکز است، در حالی که استراتژی محصول این رابطه را با تیم بررسی میکند. در نقشه ارزش پیشنهادی، سؤالاتی مانند «این محصول برای چه کسی است؟» و «این محصول چه زمانی استفاده خواهد شد؟» پرسیده و پاسخ داده میشود تا تیم بتواند به طور مؤثرتری خود را به جای کاربران بگذارد.
۲. تحقیق محصول
در این مرحله دوم، فرآیند واقعی طراحی محصول به ثمر مینشیند. در اینجا، طراحان کاملاً خود را در مسئله غرق میکنند تا بینش دقیقتری در مورد ماهیت آن، کاربرانش به دست آورند و شروع به فرمولبندی نحوه حل آن کنند. مهم است به یاد داشته باشید که تحقیق خوب در مراحل اولیه، باعث صرفهجویی در زمان و دردسر زیادی در مراحل بعدی فرآیند طراحی خواهد شد، بنابراین مهم است که این مرحله را با عجله انجام ندهید و زمان بیشتری را از آنچه فکر میکنید لازم است، در آن سرمایهگذاری کنید.
تحقیق کاربر یکی از مهمترین ستونهای فرآیند طراحی محصول است، زیرا کاربران کسانی هستند که محصول برای آنها ایجاد میشود و پاسخگویی به نیازهای آنها اساساً هدف خود طراحی محصول است. این شامل هر چیزی است که مستلزم ارتباط مستقیم با کسانی است که با مشکلی که محصول سعی در حل آن دارد، روبرو هستند. این میتواند از طریق مصاحبه با کاربر (یعنی گفتگوی مستقیم رو در رو با کاربر) یا نظرسنجی آنلاین (که در آن حجم زیادی از کاربران مورد پرسش قرار میگیرند) انجام شود. تحقیق زمینهای (Contextual inquiry) نیز محبوب است، که در آن یک طراح اساساً یک کاربر را در زندگی روزمرهاش «سایه به سایه» دنبال میکند و مشاهدات را در یک محیط طبیعیتر انجام میدهد.
مرحله تحقیق محصول همچنین شامل تحلیل رقابتی میشود، با فرض اینکه محصول در وهله اول رقیبی نداشته باشد. این شامل بررسی عمیق محصول رقبا، دیدن اینکه چگونه میتوان آن را بهبود بخشید یا از آن متمایز شد، میباشد. مطمئناً، این بعد دیگری به کل فرآیند طراحی محصول اضافه میکند.
۳. تحلیل کاربر
پس از مرحله تحقیق کاربر، طراحان با حجم عظیمی از دادههای خام روبرو هستند که باید به بینش مفید و مشروع تبدیل شوند تا فرآیند طراحی را به جلو ببرند. اگر تحقیق کاربر جمعآوری داده بود، تحلیل کاربر ترکیب دادهها است. در اینجا، طراحان مدلهایی را بر اساس تحقیقات خود ایجاد میکنند تا فرآیند ایجاد محصول را سادهتر کنند.
اولاً، پرسونای کاربر یا پرسونای UX ایجاد میشود. اینها اساساً یک یا چند شخصیت خیالی هستند که به عنوان نمایندهای برای کاربر ایجاد میشوند. آنها نیازها، خواستهها، علایق، عدم علایق و جزئیات مهم دیگری را که طراحان ممکن است انتخاب کنند، برجسته میکنند. این میتواند به عنوان مرجعی برای طراحان عمل کند، زیرا به جای اینکه مجبور باشند در میان حجم عظیمی از دادههای جمعآوری شده در مرحله قبل جستجو کنند، میتوانند به سادگی برای پاسخ به سؤالاتی که ممکن است در طول فرآیند طراحی محصول مطرح شود، به پرسونا مراجعه کنند.
همچنین در این مرحله نقشه همدلی (empathy map)، یک ابزار ضروری طراحی محصول، به کار میآید. نقشه همدلی، همانطور که از نامش پیداست، به طراحان کمک میکند تا مسئله را از دیدگاه کاربر ببینند. سؤالاتی مانند «چرا کاربر به این محصول نیاز دارد؟» در این نقشه پاسخ داده خواهد شد. در اصل، نقشه همدلی آنچه را که کاربر احساس میکند، انجام میدهد، فکر میکند و میگوید، توصیف میکند.
۴. ایدهپردازی

مرحله چهارم فرآیند طراحی محصول، ایدهپردازی است. این زمانی است که طراحان تمام ایدههایی را که برای پروژه مطرح شدهاند، جمعآوری میکنند. سرچشمه «جرقه خلاقانه» یک محصول از این مرحله نشأت میگیرد و ایدهها مبادله، بحث و بررسی میشوند.
استوریبوردها و نقشه سفر مشتری (user journey mapping)
ایجاد سناریوها و استوریبوردها یک ابزار مؤثر برای استفاده در این مرحله است، جایی که طراحان میتوانند تصور کنند که محصول چگونه در زندگی یک کاربر ادغام خواهد شد و این کار هدفگیری و پاسخگویی مؤثر به نیازهای آنها را در زمان نیاز آسانتر میکند. این به جنبه روایی طراحی محصول کمک میکند که طراحان خوب میتوانند از آن به نفع خود استفاده کنند. همچنین نقشهبرداری سفر کاربر (user journey mapping) مؤثر است، که در آن اقدامات اساسی که یک کاربر برای انجام یک کار تکمیل خواهد کرد، به صورت بسیار کلی توسط طراحان ترسیم میشود. یک بار دیگر، این به ایجاد یک روایت برای محصول کمک میکند و به کسانی که روی طراحی محصول کار میکنند اجازه میدهد تا شروع به تجسم اپلیکیشن کنند.
معماری اطلاعات (information architecture)
تمام این تلاشها به ایجاد معماری اطلاعات (information architecture) ختم میشود. این یک طرح فلوچارتمانند از نحوه عملکرد کلی یک محصول از نظر ناوبری است. در اینجا، صفحات و صفحهنمایشها به هم متصل میشوند و یک نقشه راه منسجم با دیدی وسیعتر از نحوه چیدمان کلی یک اپلیکیشن ایجاد میکنند. مشابه معماری سنتی، طراحان به طور منطقی جریانی از نحوه حرکت در فضای اشغال شده توسط محصول ایجاد خواهند کرد.
طراحی دستی (Sketching) و وایرفریمینگ (wireframing)
گام بعدی در مرحله ایدهپردازی فرآیند طراحی محصول خواهد بود. صفحات یا اسکرینهای جداگانه به صورت با وفاداری پایین (low fidelity) ایجاد میشوند تا دقیقاً تجسم شود که محصول نهایی چگونه به نظر خواهد رسید. عیبیابی نیز در اینجا انجام میشود و طراحان برای حل مشکلات باقیمانده که ممکن است خود را نشان داده باشند، به مرحله تحقیق بازمیگردند. اینها برای اطمینان از اینکه این مشکلات در نهایت به محصول نهایی راه پیدا نکنند، ضروری هستند و فرآیند آزمایش را که بعداً به آن خواهیم پرداخت، تکمیل میکنند. اگر معماری اطلاعات برنامهریزی یک محصول در سطح کلان است، وایرفریمهای با وفاداری پایین سطح خرد و متمرکزتری از ظاهر، حس و مهمتر از همه، عملکرد یک محصول را نشان میدهند.
۵. طراحی
پس از مرحله ایدهپردازی، مرحلهای فرا میرسد که اکثر مردم آن را مهمترین مرحله میدانند: خودِ طراحی. این با نمونهسازی (prototyping) آغاز میشود، جایی که مدلهای کاربردی از محصول ایجاد میشوند تا ببینند همه عناصر چگونه با یکدیگر کار میکنند. یک نمونه اولیه یک نقطه شروع دارد، معمولاً صفحه اصلی، که از آنجا گسترش مییابد تا در نهایت کل محصول را در بر بگیرد. این به عنوان نوعی اسکلت عمل میکند که طراحان میتوانند ایدهها، تصاویر یا مدلهای بیشتری را روی آن قرار دهند. در این مرحله، این کاملترین دید موجود از محصول است. این به طور طبیعی یک «حلقه نمونهسازی» را نیز آغاز میکند که شامل سه مرحله است:
- نمونهسازی (Prototype)
- بازبینی (Review)
- پالایش (Refine)
نمونههای اولیه زمانی ایجاد میشوند که طرحهای با وفاداری بالا (high-fidelity) ساخته میشوند و به طور فزایندهای شبیه به ظاهر محصول نهایی به نظر میرسند. سپس آژانس طراحی به طور کامل نمونههای اولیه را بررسی میکند تا هرگونه مشکل یا بهتر از آن، زمینههایی برای بهبود را برای کاملتر کردن محصول پیدا کند. در مرحله بازبینی، کاربران و ذینفعان برای آزمایش نمونه اولیه بازمیگردند و به طراحان در مورد جایی که میتوان تغییرات و بهبودها را ایجاد کرد، بازخورد میدهند. در نهایت، در مرحله پالایش، تکرار پشت تکرار از طرحها در تلاش برای رسیدن به کمال، یا چیزی شبیه به آن، ایجاد میشود.
۶. تحویل (HandOver)
در نهایت، درست در انتهای مرحله طراحی، تحویل (handoff) قرار دارد. در اینجا، هنگامی که طراحان از ساختار یک محصول راضی هستند، آن را برای کدنویسی یا به عبارتی «ساخت» واقعی محصول به توسعهدهنده تحویل میدهند. برای انجام این کار، طراحان به توسعهدهندگان یک «مشخصات طراحی» (design specification) میدهند، که اساساً سندی است که همه چیز از معماری اطلاعات گرفته تا کوچکترین تغییر رنگ را مشخص میکند تا توسعهدهندگان بتوانند محصول را کاملاً درونی کرده و حتی مطابق با مشخصترین انتظارات طراحان بسازند.
۷. آزمایش و اعتبارسنجی
مرحله یکی مانده به آخر فرآیند طراحی محصول، آزمایش و اعتبارسنجی است. این با فرآیندی با عنوان خلاقانه «داگفودینگ» (dogfooding) آغاز میشود که در آن تیمی که به طراحی محصول کمک کرده است، خودشان نسخه تقریباً نهایی آن را آزمایش میکنند. در اینجا، تیم تصمیم میگیرد که محصول تا چه حد به چشمانداز آنها نزدیک شده است. مشکلات نیز بلافاصله شناسایی و طراحی مجدد میشوند تا محصول تا حد امکان در وضعیت پرداختشده و نهایی قرار گیرد.
با این حال، مهم است که پروژه از دیدگاهی خارج از چشم یک طراح نیز دیده شود، و این زمانی است که تست قابلیت استفاده (usability testing) توسط طراحان بر روی کاربران نهایی واقعی اپلیکیشن انجام میشود. یک مثال از کاربرد این موضوع در طراحی محصول این است که اپلیکیشن توسط طراحان جوان برای حل مشکلی که سالمندان با آن روبرو هستند، طراحی میشود. تفاوت در زمینه، به ویژه در مورد فناوری، ممکن است توسط طراحان به درستی درک نشود، از این رو نیاز به تست قابلیت استفاده وجود دارد. یاکوب نیلسن، پدر طراحی UX، بیان میکند که ۸۵ درصد از مشکلات قابلیت استفاده را میتوان تنها با آزمایش محصول توسط ۵ کاربر حل کرد، و ما چه کسی هستیم که با او بحث کنیم. پس از جمعآوری و رسیدگی به تمام بازخوردهای داخلی و خارجی، محصول در نهایت به دنیا عرضه میشود و در حالت نهایی خود (برای آن زمان) راهاندازی میشود تا کاربران از آن لذت ببرند و مشکلی را که در ابتدا در بیانیه مسئله مشخص کرده بودیم، حل کند.
۸. فرآیند پس از طراحی
هفتمین و آخرین بخش فرآیند طراحی محصول پس از عرضه محصول فرا میرسد. پس کار تمام است، درست است؟ دوباره فکر کنید. این ممکن است کسانی را که با این حوزه کمتر آشنا هستند گیج کند، اما طراحی یک فرآیند مستمر است که قبل از عرضه محصول وجود داشته و پس از آن نیز ادامه خواهد داشت. طراحان به بهبود و بهروزرسانی اپلیکیشن ادامه خواهند داد که مطمئناً بازخوردهای زیادی، هم مستقیم و هم غیرمستقیم، دریافت خواهد کرد. اولاً، طراحان اکنون میتوانند از معیارها (metrics) استفاده کنند، با حجم زیادی از کاربران که از محصول استفاده میکنند و دادههایی را برای آن فراهم میکنند. این معیارها میتوانند برای دوستانهتر کردن طراحی و کاربردیتر و روانتر کردن تجربه کاربر استفاده شوند.
علاوه بر این، بازخورد میتواند مستقیماً از طرف کاربران ارائه شود که میتواند به روشهای بیشماری انجام شود، مانند رتبهبندی و نظرات در فروشگاه اپلیکیشن، یا حتی پرسیدن مستقیم از طریق محصول که آیا کاربران مایل به کمک برای بهبود آن از طریق یک نظرسنجی هستند یا خیر. صرف نظر از این، این یک چرخه دیگر در فرآیند طراحی، یعنی بهبود، پالایش و پیادهسازی ایجاد میکند.
نتیجهگیری
همانطور که قبلاً اشاره شد، تعریف طراحی محصول در طول سالها بارها و بارها تکامل یافته است و اکنون، در عصر اطلاعات، به نظر میرسد که به طور جداییناپذیری با فرآیند طراحی UI/UX مرتبط است. یکی از بزرگترین سوءتفاهمها در فرآیند طراحی محصول این است که صرفاً ماهیتی خطی دارد؛ این به سادگی درست نیست. این فرآیند بسیار چرخهایتر است و چرخههای کوچکتر بخش عمدهای از زمان را به خود اختصاص میدهند. ما در این مطلب حلقه بازخورد را بررسی کردیم، اما در واقع جهانهای کوچک بسیار بیشتری از تفکر طراحی نیز وجود دارد. در حالی که طراحان محصول در سراسر جهان یا فرآیند ثابت خود را برای ایجاد یک محصول از مفهومپردازی تا عرضه دارند، یا به دنبال راههایی برای بهینهسازی فرآیند خود و بهتر کردن آن هستند. در هر قایقی که هستید، برخی از عناصر برجسته شده در این وبلاگ را به همراه حفظ اصول بنیادی طراحی UX در نظر بگیرید، و مطمئناً تفاوتی مثبت در فرآیند طراحی محصول ایجاد خواهید کرد.

سوالات متداول (FAQs)
طراحی محصول دقیقاً چیست؟ طراحی محصول فرآیندی است که طی آن مشکلات دنیای واقعی با در نظر گرفتن قابلیت استفاده و عملکرد در اولویت اول حل میشوند، در حالی که فرآیند طراحی با اهداف و مقاصد یک سازمان به صورت داخلی و خارجی نیز همسو میشود.
انواع طراحی محصول کدامند؟ اگرچه طراحی محصول یک حوزه وسیع است، اما اکثر مسئولیتها را میتوان در ۳ دسته خلاصه کرد: ۱. طراحی سیستم (System Design) ۲. طراحی فرآیند (Process Design) ۳. طراحی رابط (Interface Design)
فرآیند طراحی محصول چیست؟ طراحی محصول خوب شامل فرآیند تفکر طراحی و همچنین یک برنامه محصول است. مراحل فرآیند تفکر طراحی به شرح زیر است: ۱. همدلی کردن (Empathize) ۲. تعریف کردن (Define) ۳. ایدهپردازی (Ideate) ۴. ساخت نمونه اولیه (Prototype) ۵. آزمایش (Test) اگرچه این فرآیند ممکن است خطی به نظر برسد، اما در واقع چرخهای است و طراحان برای تکرار و بازنگری کار خود به مراحل قبل بازمیگردند.
آیا طراحی محصول یک شغل خوب است؟ با توجه به اینکه ما در حال حاضر در عصر اطلاعات هستیم و تقریباً همه چیز به نوعی به یک وبسایت یا اپلیکیشن گره خورده است، طراحی محصول احتمالاً حوزه خوبی برای یادگیری، اگر نگوییم تسلط، است. نیازهای ۱۰ سال آینده نشان میدهد که طراحی محصول، با توجه به طراحی UI/UX، در حال افزایش است و با نزدیک شدن به دهه آینده، اهمیت آن تنها بیشتر خواهد شد.
اولین قدم در طراحی یک محصول چیست؟ اولین قدم در طراحی یک محصول، تحقیق است که از نظر فنی به آن مرحله «همدلی کردن» در فرآیند تفکر طراحی میگویند. اینجاست که طراحان با مشکلی که قرار است حل کنند بهتر آشنا میشوند و آن را از دیدگاه کسی که به طور منظم با آن روبرو است، مشاهده میکنند.
طراحی محصول با مثال چیست؟ در زمینه مدرن، طراحی محصول شامل مسئولیتهای یک طراح UX است. جایی که یک مشکل شناسایی، تحقیق، طراحی و در نهایت از دیدگاه کاربر حل میشود. یک مثال از کاری که یک طراح محصول مدرن انجام میدهد میتواند طراحی اپلیکیشن همراه برای یک موتورسیکلت الکتریکی باشد، مشابه کاری که ما روی Revolt انجام دادیم.
نقش یک طراح محصول چیست؟ نقش طراح محصول تفاوت چندانی با یک طراح UX ندارد، جایی که مشکلات شناسایی شده و با ایجاد چیزی که نیاز کاربر را به روشی قابل استفاده برطرف میکند، با آنها مقابله میشود. با این حال، طراحان محصول مسئولیت اضافی همسو کردن اهداف کسبوکار با تیم طراحی را نیز دارند، که آن را کمی پیچیدهتر میکند و باعث میشود فرد نگرش «تصویر بزرگتر» را اتخاذ کند.
هدف از طراحی محصول چیست؟ هدف از طراحی محصول شناسایی و حل یک مشکل کاربر است که مردم در دنیای واقعی با آن روبرو هستند، در حالی که ارزش قابل توجهی نیز به سازمان اضافه میکند. اهداف بسیار نزدیک به اهداف یک طراح UX است، با مسئولیت اضافه شده برای پر کردن شکاف بین سازمان و طراحی.
چرا طراحی محصول مهم است؟ طراحی محصول مهم است زیرا بدون آن، شکافی بین تیم طراحی و سازمان ایجاد میشود و به احتمال زیاد آنها قادر به همسو کردن دیدگاه و اهداف خود نخواهند بود. یک طراح محصول متخصص میتواند این شکاف را پر کند و به اطمینان از اینکه هر محصول طراحی شده با اهداف بلندمدت و کوتاهمدت سازمان متناسب است، کمک کند.
چرا طراحی محصول مهم است؟ طراحی محصول ضروری است زیرا بسیاری از مشکلاتی که در زمینه مدرن حل شدهاند، از این نشأت میگیرند که یک طراح ایدهپردازی کرده و محصولی را به طور خاص برای حل آنها ایجاد کرده است. هیچ یک از فناوریها، اپلیکیشنها یا وبسایتهای مدرنی که ما روزانه با آنها تعامل داریم، بدون طراحی محصول به وجود نیامدهاند، بنابراین میتوان با اطمینان گفت که این یک حوزه مهم است که با گذشت زمان تنها رشد خواهد کرد.
طراحی محصول و طراحی خدمات چیست؟ طراحی خدمات بیشتر به سازماندهی و ارتباط افراد برای ایجاد بهترین خدمات ممکن در هر زمان معین مربوط میشود. در مقابل، طراحان محصول چیزهایی را ایجاد میکنند که کاربران مستقیماً از آنها برای حل مشکلی که طراحان مشخص کردهاند، استفاده میکنند.
طراحی محصول خوب چیست؟ محصولات خوب زمانی طراحی میشوند که طراحان تلاش آگاهانهای برای رسیدگی به هر بخش از فرآیند مشخص شده انجام دهند. مراحل به شرح زیر است: ۱. برنامهریزی چشمانداز محصول ۲. تحقیق محصول ۳. تحلیل کاربر ۴. ایدهپردازی ۵. آزمایش طراحی ۶. تلاشهای پس از عرضه اگر یک طراح به این مراحل پایبند باشد، احتمالاً محصول برای کاربران خوب از آب در میآید و در نهایت مشکلی را که در ابتدا در بیانیه مسئله شناسایی شده بود، حل خواهد کرد.
چگونه میتوانم طراحی محصول خود را بهبود بخشم؟ بیشتر بهبود در طراحی محصول در طول حلقه تکرار (iterative loop) رخ میدهد، جایی که طراحان برای یافتن مشکلات آزمایش میکنند، سپس برای حل آنها به مراحل نمونهسازی بازمیگردند. هرچه تکرار روی محصول نهایی بیشتر باشد، محصول نهایی پرداختشدهتر و کاملتر خواهد بود.
طراحی محصول نوآورانه چیست؟ طراحی محصول نوآورانه زمانی اتفاق میافتد که یکی از دو مورد زیر رخ دهد: ۱. طراحان یک راهحل برای یک مشکل موجود را مشخص و ایجاد میکنند، اما این کار را به روشی خلاقانه و خارج از چارچوب انجام میدهند که قبلاً هرگز امتحان نشده است. این راهحل سپس میتواند در سایر مسائل نیز پیادهسازی شود. یک مثال میتواند طراحی یک محصول تجارت الکترونیک مانند آمازون باشد که یک اثر آبشاری ایجاد کرده و عملاً یک صنعت را به وجود میآورد. ۲. روش دوم زمانی است که طراحان به مسئلهای میپردازند که قبلاً هرگز با آن مقابله نشده است و یک محصول منحصر به فرد ایجاد میکنند که قبلاً هرگز امتحان یا به آن پرداخته نشده است. یک مثال از این میتواند اپلیکیشنهای اولیه رسانههای اجتماعی مانند MySpace یا SixDegrees باشد.
چگونه محصولات نوآورانه طراحی میکنید؟ طراحی محصولات نوآورانه به یک جرقه خلاقانه جدی برای ساختن چیزی که تا به امروز شنیده نشده است، نیاز دارد. علاوه بر این، باید به مشکلی پرداخت که هنوز با راهحلها اشباع نشده است. این میتواند یک فرآیند چالشبرانگیز باشد که به کار زیادی در مراحل تحقیق و ایدهپردازی فرآیند تفکر طراحی محصول نیاز دارد.
برای ارسال نظر لطفا ابتدا ثبتنام کنید یا وارد شوید.