وقتی نورومارکتینگ را یاد میگیرید، دیگر تصمیمهای بازاریابیتان بر اساس حدس یا سلیقه نیست، بلکه بر اساس این است که مغز مشتری واقعاً چطور کار میکند. همین شناخت، اثرش را در جاهای مختلفی از کسبوکارتان نشان میدهد؛ نرخ تبدیل بازدیدکننده به خریدار بالا میرود، چون گزینهها و مسیر خرید را طوری میچینید که مغز مشتری خسته نشود. وابستگیتان به تخفیف مداوم کم میشود، چون یاد میگیرید چطور ارزش را در ذهن مشتری بسازید، نه فقط قیمت را پایین بیاورید. نرخ رها شدن سبد خرید کاهش مییابد، چون نقاط دردِ لحظهی پرداخت را میشناسید و حذف میکنید. و مهمتر از همه، این دانش یکبار مصرف نیست؛ هر بار که محصول یا خدمت جدیدی معرفی میکنید، همین اصول دوباره به کارتان میآید، بدون اینکه نیاز به یادگیری از صفر داشته باشید.
مغز مشتری، زبان مخصوص به خودش را دارد؛ قبل از اینکه مشتری حرف بزند، مغز تصمیم خودش را گرفته. دورهی نورومارکتینگ، ترجمهی همین زبان است. ۱۶ جلسه، بدون اصطلاح سنگین و بدون وعدهی توخالی؛ فقط اینکه چرا آدمها آنطور که فکر میکنید تصمیم نمیگیرند، و چطور میشود با همین شناخت، فروش را بدون دست بردن در محصول، بالا برد.
نورو مارکتینگ چیه؟
نورومارکتینگ یا بازاریابی عصبی، پلی است بین علم نورولوژی(شناخت مغز) و بازاریابی؛ به این میپردازد که مغز انسان، پیش از آنکه خودآگاهانه تصمیم بگیرد، چطور به رنگ، قیمت، تعداد گزینهها، کلمات و حتی نحوهی چیدمان یک فروشگاه واکنش نشان میدهد. برخلاف بازاریابی سنتی که بر حرف زدن دربارهی محصول تمرکز دارد، نورومارکتینگ به این نگاه میکند که مغز مشتری، پشتِ پرده، واقعاً چطور تصمیم میگیرد؛ و از این شناخت، برای طراحی پیشنهادها، قیمتگذاری و تجربهی خریدی استفاده میکند که با نحوهی کارکرد طبیعی ذهن انسان هماهنگ باشد، نه بر خلاف آن.
محققان از فناوریهایی مانند تصویربرداری تشدید مغناطیسی کاربردی (fMRI) و الکتروانسفالوگرافی (EEG) برای اندازهگیری فعالیت مغز در پاسخ به انواع خاصی از پیامهای تبلیغاتی استفاده میکنند. با این اطلاعات، شرکتها متوجه میشوند که دلیل تصمیم مصرفکنندگان چیست و کدام قسمت از مغز، آنها را ترغیب به تصمیمگیری میکنند.
چه چیزی دریافت خواهید کرد؟
شناخت مغز بدون اصطلاحات پیچیده
آنچه مشتریان درباره سلیقه خود میگویند با خریدهای آنها سازگار نیست!
آقای مالکولم گلادول در کتاب معروفش با نام «نقطه واژگونی» به این پدیده میپردازد. او توضیح میدهد که افراد مختلف هنگام ورود به کافیشاپ در نظرسنجی شرکت کردند که قهوه مورد علاقهشان چه قهوهای است. اغلب افرادی که در نظرسنجی اعلام کرده بودند به قهوه تلخ و غلیظ علاقه دارند، بعد از چند دقیقه در همان کافیشاپ قهوه خود را کاملا شیرین میکردند؛ بنابراین همیشه نمیتوان به گفتههای مشتریان اعتماد کرد. گاهی آنها در مورد محصول نظراتی میدهند که با خریدهای خودشان تناقض دارد.
این دوره مناسب چه کسانی است؟
-
همیشه بین گزینه ها مردد هستید؟
-
به تصمیم خود اعتماد ندارید؟
-
فشار ذهنی شما به عنوان مدیر زیاد است؟
-
اگر پروژههای نیمهتمام زیادی دارید.
-
لیست کارهای روزانه شما طولانی است.
-
به صورت مداوم مسیر خودتان را در زندی یا کار عوض می کنید.
-
قبل از انجام کار بیش از حد تحقیق می کنید.
-
احساس میکنید هوش مصنوعی عاملیت را از شما گرفته است.
-
کارهای مهمتان را به تعویق می اندازید.
-
احساس عقب بودن از رقبا دارید.
-
خودتان را به خاطر تصمیمتان سرزنش میکنید.
-
با اینکه تنبل نیستید ولی کارها پیش نمی رود.
یک تصمیمِ اشتباه در قیمتگذاری، شش ماه از عمر یک محصول را میگیرد. یک استخدامِ اشتباه، معمولاً بین سه تا شش برابر حقوق سالانهی آن فرد هزینه دارد. یک تصمیمِ بهتعویقافتاده، فرصتی است که رقیب شما همین امروز دارد از آن استفاده میکند.
نه. تمام مفاهیم با زبان ساده و مثالهای روزمره توضیح داده میشوند. اگر همین الان یک فروشگاه اینترنتی، پیج اینستاگرام یا مغازهی حضوری دارید، همین کافیست.
بله. اصول این دوره مستقل از اندازهی کسبوکار است؛ چه یک پیج کوچک اینستاگرامی داشته باشید، چه یک وبسایت فروشگاهی بزرگ.
نه. هدف این دوره، فهمیدن نحوهی تصمیمگیری مغز مشتری است، نه سوءاستفاده از آن. همانطور که یک پزشک از دانش روانشناسی برای آرام کردن بیمارش استفاده میکند، شما هم از این اصول برای ارائهی بهتر محصول واقعیتان استفاده میکنید.
11 جلسهی کاملا صوتی، بههمراه 5 درس متنی و دو چکلیست اجرایی. هر جلسه مستقل است و میتوانید با سرعت خودتان، حتی در طول یک هفته، کل دوره را تمام کنید.
بلافاصله بعد از تکمیل خرید، لینک دسترسی به تمام جلسهها و فایلهای همراه دوره، در اختیارتان قرار میگیرد.
مشکل ازدیاد پیامهای تبلیغاتی
حتما قبول دارید که بازاریابی و تبلیغات بسیار سختتر شده است. همکاران و رقیبان شما احتمالا آنقدر زیاد هستند که مدام حواس مشتریان را پرت میکنند. پیامهای بازاریابی کمرنگتر شده است. توجه به تبلیغات کمتر شده است. حال اگر کسبوکاری کوچک با بودجه محدود تبلیغاتی دارید چگونه میتوانید توجه مشتریان احتمالی را به خود جلب کنید و حتی باعث شوید از شما خرید کنند؟ شاید پاسخ این پرسش در بازاریابی عصبی باشد. نورومارکتینگ چیزی فراتر از عرضه محصول مناسب با قیمت مناسب است.